سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )
230
تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )
بودند . ( 51 ) ابو مخنف صحنه عزيمت اسيران خاندان پيامبر به رهبرى زينب از كربلا را شرح مىدهد . سوگوارىهاى آنان در برابر اجساد قتل عام شده پسران ، برادران و شوهرانى كه عريان در مقابل آنها بر روى زمين افتاده بودند موجب شد كه حتى اشك دشمنان جارى شود . ابو مخنف از قره بن قيس التميمى ، يكى از اعضاء ارتش اموى نقل مىكند كه وى مىگفت هرگز نمىتواند صحنهاى را كه خواهر حسين ( ع ) ، زينب از بدن پاره پاره برادر گذشت فراموش كند ، زينب با حالت تشنج فوق العاده فرياد برآورد و گفت : « اى محمد ! اى محمد ! فرشتگان بهشت بر تو بركت مىفرستند ، ولى اين حسين توست ، كه اين چنين از نظر افتاده و مورد اهانت و بىحرمتى قرار گرفته است ، با خون پوشيده شده و قطعهقطعه گرديده است ، اى محمد ، دخترانت را اسير كردهاند و خاندان مقتولت را براى باد مشرق گذاشتهاند تا خاك آنان را بپوشاند ! » ( 52 ) پس از ورود اسرا به كوفه ، آنان را همراه با سرهاى قربانيان به بارگاه ابن زياد بردند و سر حسين ( ع ) را در سينى جلو او گذاشتند . در مراسم دربار كه عدهء زيادى از اشراف و تماشاچيان در آن حضور داشتند ، ابن زياد با نى در دست خود ، پىدرپى به لبهاى حسين ( ع ) ضربه مىزد . زيد بن ارقم ، صحابى قديمى پيامبر حاضر در بارگاه ، از آنچه اتفاق افتاده بود بىاطلاع بود . ناگهان صورت حسين ( ع ) را شناخت و دچار وحشت و اندوه شد و بر سر ابن زياد فرياد زد : « نى را از اين لبها كنار بگذار ! به خدا قسم من لبهاى پيامبر خدا را بر اين لبها ديدهام كه آن را مىبوسيد و مىمكيد . » ( 53 ) او بارگاه را با گريه ترك كرد و در خارج مردم مىشنيدند كه مىگفت : « اى مردم عرب ، پس از اين روز ، شما خودتان را بردگان خانهزاد و احشام و اغنام ساختهايد شما پسر فاطمه را كشتهايد و ابن مرجانه ( ابن زياد ) را حكمران خويش كردهايد . اكنون چه كسى شما را به كشتن بهترين مردان وامىدارد و مجبورتان خواهد كرد تا شنيعترين اعمال را انجام دهيد . شما بايد منتظر فجيعترين تيرهبختيها باشيد . » ( 54 )